حسين فاطمى

54

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

حضرت عرضه داشت . حضرت فرمودند : من اين هديهء معاويه را خاصّهء صفيّه دختر تو قرار دادم در عوض صله و جائزه آن اشعارى كه گفته و آن صد كيسه كه هر يك ، يك هزار اشرفى است صله و خاصهء تو كه مالك اشترى زياده بر بيت المال مسلمين مقرر نمودم و تو سزاوارتر به آنها هستى از ديگران ؛ چه آنكه تو بزرگ قوم خود مىباشى پس آن هديّه‌ها را به منزل خود برگردانيد و صفيّه دختر خود را از اين مرحمت و لطف آن حضرت آگاه نمود . صفيه تشكر و امتنان بسيارى از آن بزرگوار به جاى آورد . اين ناچيز گويد كه در « مصابيح القلوب » حسن بن حسين الشيعى السّبزوارى و غير آن از كتب معترهء ديگر نسبت چنين قضيه‌اى را به ابى الاسود دئلى و دختر آن داده‌اند كه معاويه از همين جنس هديه براى او فرستاد و دخترش اين اشعار را انشاد نمود . و اللّه الأعلم . [ خداوند به حقيقت داناتر است . ] در منقبت مولا امير المؤمنين عليه السّلام كسىكه پيرهن مهر تو ز تن بكند * به صد كفن اگر آيد به حشر ، عُريان است ! * * * اى كه باشد نَكهَتت هم مى و هم ميخانه * گردش چشم تو هم ساقى و هم پيمانه تو كه هم شمعى و هم گل چه عجب باشد اگر * كه دهد دل به تو هم بلبل و هم پروانه لب شيرين تو هم قوت بود هم ياقوت * خال مشكين تو هم دام بود هم دانه هم مسلمان ز تو حاجت طلبد هم كافر * طاق ابروى تو هم كعبه و هم بتخانه فى آداب الفتوى فى منية المريد للشّهيد الثانى رحمه اللّه : الباب الثانى فى آداب الفتوى و المفتى و المستفتى : و لنذكر من ذلك المهمّ فإنّه باب متّسع و لنقدّم على ذلك مقدّمة فنقول : إعلم أنّ الإفتاء عظيم الخطر كثير الأجر كبير الفضل جليل الموقع لأنّ المفتى وارث الأنبياء - صلوات اللّه عليهم - و قائم بفرض الكفاية لكنّه معرّض للخطاء و الخطر و لهذا قالوا : « المفتى موقّع « 1 » من اللّه تعالى » فلينظر كيف يقول . و قد

--> ( 1 ) - « نائب » ( نسخه بدل ) .